۱۳۹۵ مهر ۲۸, چهارشنبه

اندیشه به مانند ابزار

اندیشه‌ها و باورهای ما، در نهایت کارکردشان ساخت شخصیت و دنیایی بهتر برای ماست. به وسیله‌ی اندیشه‌های خود، با جهان پیرامون روبرو می‌شویم، از خوشی‌های آن لذت می‌بریم و دربرابر دشواری‌هایش تاب ‌می‌آوریم. به وسیله‌ی اندیشه‌هایمان با دیگران روبرو می‌شویم و کار می‌کنیم. کارکرد اندیشه‌ همچون کارکرد ابزار است، ابزاری بی‌مانند و بسیار کارا. اگر اندیشه‌ی خود را با خویشتن یکسان ندانیم و به اندیشه تنها به عنوان ابزاری نگاه کنیم که دستیار و یاری‌رسان ما است، آنگاه ساده‌تر از آنها دل می‌کنیم. اگر نقدی بر آنها ببینیم به آسانی اندیشه ای بهتر را جایگزینش می‌کنیم و از کسانی که کاستی‌های اندیشه و باورمان را نشان‌مان می‌دهند سپاسگزار می‌شویم و نه دلخور. مگر نه اینکه همین رویکرد را نسبت به دیگر ابزارهای خود می‌داشتیم اگر رایگان بودند؟ آیا هر روز در پی ابزارهایی کاراتر نبودیم.

۱۳۹۵ تیر ۲۰, یکشنبه

پرسش ۴

آدمیان از چیزهایی گوناگونی می‌ترسند. رفتار آنها را نیز می‌توان با شناخت ترس‌هایشان تا اندازه‌ای پیش‌بینی کرد. رفتار کسی که از فراهم شدن زندگی مادی خود در ترس است، با کسی که از داوری دیگران می‌ترسد، با کسی که از تنهایی می‌ترسد و ... دیگرگونه است. در یک دسته‌بندی چکیده، چند گونه ترس می‌توان برای آدمیان یافت؟ و آیا ترسی هست که ریشه‌ی همه‌ی این ترس‌ها باشد؟

پرسش ۳

برخی ویژگی‌ها را از دید نظری نمی‌توان با یکدیگر گرد آورد. مانند سپید رنگی و سیاه رنگی همزمان یک پیکره. برخی از ویژگی‌ها را از دید نظری می‌توان در کنار هم پنداشت، ولی از دید عملی نه. مانند خودرویی که هم بسیار تند برود و هم ترمز سستی داشته باشد. چنین خودرویی، عمر چندان درازی نخواهد داشت که بتوان از آن در کنار دیگر خودرو‌ها سخن گفت. با این پیش‌گفتار، کدام ویژگی‌های رفتاری و شخصیتی انسان را نمی‌توان همزمان در یک نفر دید؟ آیا می‌توان چنین ویژگی‌هایی برای انسان پیدا کرد؟

پرسش ۲

کسانی که به دین، به عنوان فرستاده‌ای از سوی آفریدگار هستی ولی نادیدی، باور دارند، جایی را در جهان‌بینی خود برای پذیرش آنچه فرای درک انسانی است باز می‌گذارند. ولی مرز میان این باور و خرافه را کجا می‌گذارند؟

پرسش ۱

آیا باور به خدا، برای داشتن بعد معنوی در زندگی، نیاز است؟

۱۳۹۵ تیر ۱۱, جمعه

پرسش‌های بی‌پاسخ

نگاه بی‌جانب به اندیشه‌های گوناگون آن اندازه دشوار هست که تغییر اندیشه‌های نادرست‌مان زمان درازی بگیرد. به دید من، پیش از بیان گزاره‌های منطقی، این پرسش‌ها هستند که تلنگری به اندیشه‌ها و باورهای ما می‌زنند و ما را به اندیشیدن وامی‌دارند و چرخشگاه باورهای ما را می‌سازند. از این پس، من نوشته‌هایی را خواهم نوشت که تنها پرسش هستند و بی‌پاسخ.