غم، به دلیل خواستگاهش ارزشمند است و غصه از همین رو آسیبرسان است. غم و غصه هر دو نوای یک کمبود هستند، ولی غم نالهی نرسیدن است و غصه نالهی نداشتن. غم از خواست رسیدن به ارزشها و زیباییها زاده میشود، غم داشتن یعنی دیدن ارزشهای انسانی فراتر از آنچه هماکنون در دسترس است و در نتیجه ناخرسندی از دوری از آن ارزشها. عشق نیز که خواست یک زیبایی بزرگتر است، از همین رو غمانگیز است. غصه ولی از خواست آنچه بهادار است ریشه میگیرد، بی آنکه ارزشش مهم باشد. غم و غصه آنچنان با یکدیگر بیگانهاند که در یک دل گرد هم نمیآیند. آنکه در دلش غمی دارد، آنچنان شوق رسیدن دارد که نداشتهها را نمیبیند و غصهدار نیز نمیشود. و هر چه غصهها بیشتر باشند، نشان از آن است که غمها کمترند. غم به دلیل همین طبیعت رشددهندهاش با شادی ناساز نیست، و حتی میتوان گفت شادی بدون غم شدنی نیست، چرا که دیدن زیباییها و رشد کردن برای رسیدن به آنها یک نیاز برای شاد بودن است.
فرپی
پنجشنبه ۲۶ آوریل ۲۰۱۲
سهشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۱۲
هر چه كسي زمان بيشتري به شغلي كه آن را دوست دارد بپردازد، بيشتر در خطر ديدن هستي از پشت عينك شغلي خويش است. از همين رو متخصص ها و كساني كه هم از كار خود خرسندند و هم سخت به آن درگير، ساده تر نگاهي تك بعدي به زندگي را برميگزينند. و شايد از همين رو باشد كه گاهي گفتگو با مردمي كه از ديد جامعه چندان سودمند نيستند (و خود آنها نيز از اين ديد جامعه اثر مي پذيرند و در نتيجه از شغل خود شايد بسيار خرسند نباشند) بسيار دلنشين تر از همنشيني با افراد پرنفوذتر جامعه است.
یکشنبه ۸ آوریل ۲۰۱۲
دوشنبه ۲ آوریل ۲۰۱۲
جمعه ۳۰ مارس ۲۰۱۲
دلیل نهایی شادی
شاد بودن دلیل میخواهد. بی دلیل نمیتوان شاد بود. این دلیل هر چیزی میتواند باشد. زمانی که دلیلی برای شادی مییابیم، سطح شادیمان افزایش مییابد و بیش از زمانی میشود که این واپسین دلیل شادی را نداشتیم. و آنگاه که این دلیل شاد بودن از میان برود، از غم این باخت، آنچنان اندوهگین میشویم که سطح شادیمان حتی از گذشته هم کمتر میشود. بیشترمان با این غصه و شادی آشنا هستیم. ولی راهی برای برون رفت از آن هست. باید دلیلی برای شادی یافت که ما را به بالاترین سطح شادی برساند. آنچنان شادیای که هیچ چیز دیگری نتواند ما را از آنچه هستیم شادتر کند تا نبودش اندوهناکمان کند. و نیز این دلیل نهایی شادی باید از دست نرفتنی باشد. تنها چیزی که چنین ویژگیهایی دارد، بودن است. بودن را هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند از آدمی دور کند، و آنگاه که تجربه شود، شادیاش آنچنان بزرگ است که بود و نبود هیچ چیز دیگر در آن اثرگذار نیست. وارونهی آنچه بیشینهی مردمان میاندیشند، همه بودن را تجربه نمیکنند. بیشتر مردمان هستند، ولی نیستند، میزیند ولی زندگی نمیکنند. بیشتر سایه و پندارهای از بودن هستند.
تنها خود ما هستیم که میتوانیم این نهاییترین دلیل شادی را از خود بگیریم. و این کار را با فرار از هستی خود و پناه بردن به پندارههای گوناگون انجام میدهیم. با پرهیز از بودن در این زمان به وسیلهی غرق شدن در گذشته یا آینده. با پرهیز از خویشتن خود بودن به وسیلهی تلاش برای ساختن چهرهای پسندیده در دید دیگران. و با پرهیز از آزاد بودن خویش به وسیلهی هر آنچه ما را سست یا ترسو میکند.
شنبه ۲۴ مارس ۲۰۱۲
ریشهی شادی
این حقیقت که ما به تندی به پیرامون خود و زیستگاهمان خو میکنیم، نشانی از این است که در دراز مدت، شادی ما مستقل از پیرامونمان است. هرجا که باشیم، تنها به میزانی که بودن خودمان را دوست داریم شاد خواهیم بود.
شنبه ۱۷ مارس ۲۰۱۲
رفتار ناخوشایند دیگران در ما اثر ندارد اگر در کنار هم بودنمان اختیاری باشد و ما نیازمندشان نباشیم. داوریها و دلخوریها از آنجا آغاز میشوند که اجباری ما را در کنار هم نگه میدارد. برای آنکه این گونه همنشینیها را بتوان بیداوری دربارهی یکدیگر و دلخوری گذراند، باید به کسانی که رفتارشان خوشایند ما نیست، همچون یکی از بیشمارانی که بر زمین میزیند نگریست، نه کسی که محکوم به گذران زندگیمان با او هستیم.
پرهیز از داوری دربارهی دیگران و پذیرششان همانگونه که هستند، برای آزادی درونی آدم و آرامش او برای گسترش هستی دوستیاش بایسته است.
پرهیز از داوری دربارهی دیگران و پذیرششان همانگونه که هستند، برای آزادی درونی آدم و آرامش او برای گسترش هستی دوستیاش بایسته است.
پنجشنبه ۸ مارس ۲۰۱۲
دوشنبه ۵ مارس ۲۰۱۲
سهشنبه ۲۸ فوریهٔ ۲۰۱۲
یکشنبه ۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۲
بزرگي دشواري ها
دشواري ها بزرگ يا كوچك نيستند، بلكه ناآشنا يا آشنا هستند. دشواري هاي ناآشنا را بزرگ مي بينيم زيرا چگونگي روبرو شدن با آنها را نمي دانيم. از همين روست كه جايگيري كنار انسان هاي بزرگ، انجام كارهاي بزرگ را آسان مي كند. چراكه آنها راه رويارويي با دشواري هاي ناآشنا را مي دانند.
تنها دشواري هاي به راستي بزرگ، آنهايند كه از گرد هم آمدن چندين دشواري كوچكتر پديد آمده اند.
تنها دشواري هاي به راستي بزرگ، آنهايند كه از گرد هم آمدن چندين دشواري كوچكتر پديد آمده اند.
پنجشنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۲
چشیدن زیبایی
تنها یک نفس آزاد بودن و به خود راستین رسیدن بسنده است تا هرگز مزهی آن فراموش نشود و تن به کمتر از آن داده نشود.
دوشنبه ۵ دسامبر ۲۰۱۱
بکارگیری خاطرهها
از دست دادن لحظهی کنونی، برای اندیشیدن به خاطرهها، هرچند که خاطرههای شاد باشند، یعنی گام نهادن در راه اندوه، چرا که خاطرههای شاد در تضاد با خاطرههای اندوهناک شناخته میشوند. اندیشیدن به گذشته یعنی فراخواندن همهی خاطرهها، بی توجه به دستهبندیشان.
خاطرههای شخصی را تنها باید برای ارزیابی به کار برد.
خاطرههای شخصی را تنها باید برای ارزیابی به کار برد.
دوشنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۱۱
اشتراک در:
پیامها (Atom)