۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

پایداری

یکی از ریشه های بزرگ خرد شدن مقاومت انسان در برابر دشواری ها، در حال
زندگی نکردن و نگرانی و ترس از آینده است. آینده همیشه راحتتر از آنچه که
از آن می ترسیم می گذرد.

سختی و دشواری

در ساختار زندگی دشواری وجود دارد. و این دشواری ها برای حل شدن و
آموزنده بودن وجود دارند. ولی هنگامی که به بیراهه برویم به سختی می
افتیم که این نه به خاطر قوانین زندگی و طبیعت که از روی نادانی ماست.
سختی ها آرامش را از انسان می گیرند و دشواری ها آسایش را.
سختی کشیدن با تحمل دشواری یکسان نیست. دشواری سازنده است و رشد دهنده ی انسان. دشوار در پارسی باستان به شکل دشخوار بوده است به معنی خلاف و وارونه ی آسان. دشواری آسان نبودن راه است. و این آسان نبودن ها برای آموزنده بودن است. راه گذر از دشواری ها هم همین دانستن ارزش آنها و دریافت پیام آنها است. ولی سختی ها از کارهای نادرست ما برایمان پیش می آیند و راه درمانشان بازگشت از آن شیوه ی نادرست و دگرسازی شیوه ی اندیشدن در آن موضوع است.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

وفاداری

وفاداری را در حالت کلی می توان ویژه ماندن نسبت به کس یا چیزی دانست.
بیشترین میزان این ویژه ماندن در رابطه های نزدیک انسانی به ویژه همسری
است. ولی مرز این ویژه ماندن برای یک نفر و جدا بودن دیگری کجاست؟ آیا
همه زمینه های وجود را باید ویژه و اختصاصی کسی کرد؟ آشکار است که چنین
چیزی را نمی توان همراه با خشنودی به دست آورد.
باید میزانی برای شناخت آنچه باید و نباید ویژه بماند برگزید. این ملاک
می تواند بررسی این موضوع باشد که هرچه را نتوان درباره ی همه ی آدم ها
به کار بست باید درباره ی شخص یا اشخاص برگزیده ای با کار بست. و هر چه
را که بتوان به همه ی انسان ها هویدا کرد چیزی از وفاداری شخص کم نمی
کند.

تنهایی

انسان همان گونه که به اجتماع و با دیگران بودن نیازمند است، به تنهایی
نیاز دارد. تلاش برای جایگزین کردن کسی با تنهایی نا خرسندی به همراه
دارد.

عمر بسنده

زندگی بسیاری از اندیشمندان نشان می دهد که چهل سال عمر، برای آفرینش بزرگترین اندیشه ها بسنده است.

لذت زندگی

لذت راستین زندگی نه در انجام دادن هر چه می خواهیم که در تن ندادن به بسیاری از وسوسه ها - هر چند کوچک- است.