۱۳۹۴ خرداد ۷, پنجشنبه

شادی چیست؟

اگر شادی را هدف نهایی زندگی بدانیم، باید بتوانیم به خوبی بشناسانیمش. ولی از آنجا که کیفیت احساس‌ها را نمی‌توان به روشنی نشان داد، ناچاریم تنها به نشانه‌های یک انسان شاد اشاره کنیم تا درباره‌ی میزان شادمانی خود داوری کنیم.

به دید من، اگر همه‌ی ویژگی‌هایی که بر‌می‌شمارم در یک نفر گردهم بیایند، می‌توان او را انسان شادی نامید، ولی هر کدام از آنها به تنهایی نمی‌توانند برای شاد بودن بسنده باشند.

۱. پایداری در برابر ناخوشی‌ها و تغییرهایی که در زندگی پیش می‌آیند. به دید من، کسی که به گونه‌ای ژرف شاد باشد، دیرتر شادی خود را از دست می‌دهد و کمتر از ناخوشی‌ها آسیب می‌بیند. شاید هم این دو رابطه‌ای دوسویه داشته باشند و پایداری و شادی بر همدیگر تاثیر مثبت بگذارند.

۲. توانمندی در به کاربردن همه‌ی استعداد خود. این ویژگی را برای این آوردم تا لذت‌های سطحی و دروغین را با شادی راستین اشتباه نگیریم. یعنی یک انسان شاد، انسانی توانا است، که می‌تواند بر خواهش‌های تنش چیره شود و در راهی که دوست دارم آزادانه گام بردارد.

۳. لبخند زدن. لبخند زدن را نمی‌توان از هیچ انسان شادی دور داشت. هرچند لبخند‌های ساختگی و دروغین بسیار وجود دارند، ولی انسان شادی که لبخند بر لب نیاورد را نمی‌توان یافت. چرا که لبخند خود نشانی از آزادی و توانایی و پایداری است.

۴. خرسندی و سپاسگزاری. این واپسین ویژگی را برای این آوردم که کمابیش در همه‌ی پژوهش‌ها و پندهای کهن و نو، سپاسگزار و خرسند بودن را همراه شادمانی آورده‌اند. و خودم نیز هرگاه بر این ویژگی‌ها تمرکز می‌کنم می‌توانم جریان شادابی را در خود احساس کنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر