۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

رویارویی با زندگی

این جهان پر است از تنگنا و ناپسندی و پلشتی که برای یک ذهن آگاه غمبار است. زندگی و هستی در هر گوشه اش مرگ و نیستی، ستم و بیداد، و زیان و کاستی دارد. روبرویی مردمان با این کوه رنج که فراری از آن نیست گوناگون و پر از آموزه است. بیشتر مردم راه چاره را در نیاندیشیدن جستجو می‌کنند، که کسی که به زندگی و پیرامون خود ژرف نیاندیشد ناگزیر کمتر با تنگناها و ستم‌ها که در تاروپود جهان است روبرو می‌شود. این دست از مردمان چه بسا در دوره یا دوره هایی به پیرامون خود ژرف نگریسته اند و وحشت‌زده از آنچه حس کرده‌اند خود را از این پهنه بیرون کشیده اند و دیگران را نیز از آن می‌پرهیزانند. کمتر مردمانی نیز، که از اندیشمندانند و آرامش را به بهای کوری نمی‌پذیرند، نگاهی تلخ به زندگی دارند و سراسر در رنج زندگی می‌کنند. و سرانجام اندکی از مردم، که هنرمندان و شاعران و عارفانند، تلخی دنیا را می‌چشند و در محاصره‌ی پلیدی‌ها و ستم‌ها، به کشف زیبایی‌ها می‌پردازند، که اگر این تنگناها و رنج‌ها نبود، کسی دشواری هویدا کردن این زیبایی‌های مویین و پنهان از چشم‌های درشت‌بین را به خود نمی‌‎داد. زندگی هنر یافتن شادی و زیبایی در میانه‌ی آوار بیکران رنج است.

۱۳۹۲ آذر ۲۰, چهارشنبه

شرط خوبی و بدی

برای انسان خوبی بودن و برای انسان بهتری بودن، باید سرشتی نیکو و نیکوتر داشت. ولی برای بد نبودن باید آگاهی داشت. انسان نیک سرشت خوشدل ولی نادان، می‌تواند بد کند. چه انسان‌هایی با خواسته های نیک و دلهای پاک که به عصای دست مردمان پلید شده اند.