۱۳۹۲ اردیبهشت ۷, شنبه

پیوند با ناآگاه یا آگاه خود

اگر ما امروزه به چشمان تاریخ بیناییم و ساختارها و سازمان‌های پلید دست‌ساز خود می‌شناسیم، باشندگان نخستین شهرها چگونه فریب‌ها را بازمی‌شناخته‌اند؟ شاید که آنها از آنجا که با سرشت خود و طبیعت پیرامونشان پیوستگی  تنگاتنگ‌تری داشته‌اند، ناآگاهانه نیکی خود را می‌دانسته‌اند و ناآگاه‌شان راهنمای زندگیشان بوده است. ما مردمان شهرنشین امروزین که از طبیعت و پیوستگی با خویشتن دور افتاده‌ایم، یا باید این پیوند را دوباره نهادینه کنیم، یا آگاهانه دانش بر خود بیافزاییم تا گرفتار فریب‌ها و زندان‌ها نشویم.

۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه

تجربه داشتن

تجربه کردن با تجربه داشتن یکسان نیست. تجربه کردن به شیوه‌ی زندگی و سن هر کس بستگی دارد، ولی تجربه داشتن با اندیشیدن به تجربه‌ها و درس گرفتن از آنها بدست می‌آید. چه بسیار کسانی که سال‌های یک تجربه را تکرار می‌کنند و هیچ از آن یاد نمی‌گیرند. کسی که از تجربه‌ها درس نگیرد، نگاهش به زندگی تلخ و بدبینانه می‌شود. از این رو، از میان دو نفر که تجربه‌های یکسانی را پشت سر گذاشته اند، آنکه شادتر است، با تجربه تر است.

۱۳۹۲ فروردین ۱۸, یکشنبه

نگاه به جامعه

بهترین پاسخی که به کشورداری داده ایم، نه پیدا کردن بهترین انسان برای فرمانروایی، که باور به این واقعیت است که در سرشت قدرت تباهی است. قدرت را پخش کردیم و جلوی تباه شدن فروانروایان و جامعه را گرفتیم. راه حلی که یافته ایم این است که بهترین انسان را نمی‌توان یافت. همان گونه، بهترین پاسخ به شیوه‌ی نگهداری جامعه نیز از  این راه میگذرد که بپذیریم پلیدی در سرشت همه‌ی مردمان است. آن روز که هر کس کردار و پندارش تنها در راستای بهروزی خودش و مردمانش باشد نخواهد رسید.

۱۳۹۲ فروردین ۱۷, شنبه

درباره‌ خلوت گزیدن

در هنگام گرفتاری‌هایی که به اندیشه و رفتارمان ربط دارند، بهتر است به خلوت خود بریم تا راه حل و پاسخی راستین را پیدا کنیم . چراکه به جز آن ممکن است به راه حلهایی چنگ بزنیم که در واقع فرار از روبرو شدن با حقیقت هستند. راه حلهایی همانند پناه بردن به دیگران یا جایگاه های اجتماعی. این گونه فرار کردن تنها به ژرفتر شدن دشواری می‌انجامند.