۱۳۹۱ اسفند ۱۰, پنجشنبه

جایگاه خودسازی

کسی که بهترین جایگاه برای خودسازی و پرورش شخصیت خود را دارد، آن است که نه  از نداری درمانده‌ی برآوردن نیازهای تن خود باشد و نه از دارایی چالشی در زندگی خود نبیند.

۱۳۹۱ اسفند ۶, یکشنبه

دوستان راستین

راست‌ترین دوستان آنانی هستند که ما بیشتر به آنها اعتماد داریم. نشان اعتماد هم این است که کمتر از سازوکارهای دفاعی در کنار آنها بهره ببریم. سازوکارهایی چون پنهان کردن بخشی از خود، نگاه داشتن زبان از اینکه هر چیزی را بگوید، یا پیوسته نگهداری کردن از شخصیت یا شیوه‌ی زیستن خود تا دگرگون نشود.

۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

حق انسانی

اشتباه کردن یک حق انسانی است. از این حق خود بهره ببریم. هراس از اشتباه، ما را از خطر کردن بازمی‌دارد و آنکه خطر نکند، تجربه نمی‌کند. کسی که تجربه نکند، شاید زندگی ایمنی داشته باشد، ولی زندگی پرباری نخواهد داشت.

با سرافرازی باید در مسیری برویم که گمان اشتباه در آن هست، چرا که هر جا که باشیم می‌توان اشتباه کرد. تنها باید هوشیار باشیم تا چندباره اشتباه نکنیم، هوشیار باشیم تا تجربه‌هایمان به کار آینده‌مان بیاید.

۱۳۹۱ بهمن ۲۵, چهارشنبه

دشوارترین کار زندگی

زندگی بازی لحظه‍‌ هاست. برنده کسی است که در هر لحظه، تصمیمی را که درست می‌داند بگیرد. پس از آن آسان است، هر راه و هر کاری که باشد، اگر از بزنگاه تصمیم‌گیری بگذریم دشواری بزرگی ندارد. کوچک شمردن این لحظه هاست که کسی را از شکوه دور می‌دارد و بزرگی را به زیر ‌می‌کشد.

دگرگونی ما، نه روزگار

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند؛ چنان نماند چنین نیز نخواهد ماند

 

می‌توان ادعا کرد هر کسی این تجربه را از سر گذرانده است، که غم و شادیش به پایان رسیده و زندگی به آنچه بوده بازگشته است. آنچه که پنهان می‌ماند این است که پیش از آنکه روزگار دگرگون شده باشد این خود ماییم که دگرگون شده‌ایم. روزگار کمابیش همان که بوده می‌ماند ولی ما هر روز دگرگونی‌های بزرگ را پشت سر می‌گذاریم. به گذشته‌ی دور خود که بنگریم، این دگرگونی‌ها را پررنگ و آشکارتر می‌توانیم ببینیم، ولی باز خود را در آینده همانند امروز می‌انگاریم. با هر روزگار غمی که می‌رسد، آبدیده تر می‌شویم و اینگونه سختی‌ها را پشت سر می‌گذاریم. شادی‌ها را نیز پس از خو گرفتن و فراموشی پشت سر میگذاریم.

۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه

بایسته‌ی سپاسگزار بودن

سپاسگزار بودن دو گونه است. یکی آنکه از آنچه هست ناخرسند نبودن، و دیگر، از آنچه هست خرسند و خشنود بودن. برای نه تنها ناخرسند نبودن، که شادمان بودن از زندگی، باید که به سرنوشت و اینکه کیهان سرنوشتی جز نیکی نمی‌خواهد باور داشت.