پنجشنبه ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

آسان زیستن

هر سختی آسان است اگر با آرزویی همراه نباشد، و هر آسایشی دشوار است اگر آرزویی در دل باشد. از این رو درد به خودی خود با غصه رابطه ندارد.

2 دیدگاه تان چیست؟:

ناشناس گفت...

درود بر شما
پس انچه مارا در برابر ناملایمات ودشواریهای زندگی سرپا نگه میدارد و در حرکت امید است شما تفاوت امید و ارزو را چگونه مبینید

Ali Rezaee گفت...

آرزو داشتن، تخیل کردن درباره‌ی زمانی یا جایی یا جهانی جز زمان و جا و جهان کنونی است. امید داشتن باور به ساخت آن زمان و جهان بهتر، با زندگی در زمان و جهان کنونی و بهره بردن از زیبایی‌های آن است. آرزو داشتن، خواستن آن جای بهتر در هم اکنون است، و این برابر است با دردناک کردن حال و ندیدن زیبایی‌هایش، و اگر آینده این زیبایی‌ها را هم بگیرد، حسرتی هم بر دل باز می‌ماند.
دنیای ما هیچ‌گاه ایده‌آل نیست و تقریبا همیشه شرایط بدتری نیز تصور‌شدنی است. پس در هر زمان هم می‌توان از کاستی‌ها غصه خورد و از هست‌ها شاد شد. شناخت و حرکت به سوی زیبایی‌ها، بی آنکه آرزویشان را بکنیم، زندگی را زیستن، با بهره بردن از زیبایی‌های در دست است.