یکشنبه ۲۷ مارس ۲۰۱۱

سازندگی ادبیات

ادبیات، آنگونه که فلسفه در جستجوی چرایی ها است، چندان با ریشه ها و چرایی ها سروکار ندارد. ادبیات به سرانجام کارها می اندیشد. و از آنجا که همه در یک دنیای کم و بیش یکسان میزییم، کارهای ادبی برجسته ی ملت های گوناگون، بسیار به مانند یکدیگرند.
و از آنجا که همه کس زمان آن را ندارد تا در هر زمینه ای کارشناس و ایده پرداز شود،مردمان شیوه ی زندگیشان را بر پایه ی سرانجام نیک پی میریزند تا بر پایه ی چرایی فلسفی آن. از این رو، ادبیات بیش از علم و فلسفه در ساختن فرهنگ یک جامعه، که زیربنای بنیادی رشد و بهروزی جامعه است، نقش بازی میکند.

0 دیدگاه تان چیست؟: