آزادی رویای دست نیافته ی جامعه ی آدمیان است. آزادی به شکل عمومی اش با وجود خواسته ی تقریبا همگانی آن، هنوز به دست نیامده است. ولی درد کشیدن هر یک از این انسان ها از نبود آزادی، حتی اگر خود به تنهایی آزادی را دوست بدارند و بشناسندش، بی عدالتی است.
اینست که حتی در جامعه ای که همه در بند ستم هستند، و همه اسیر و وابسته ی قدرتند، یک نفر به تنهایی می تواند مزه ی آزادی را بچشد. درک شیرینی آزادی تنها به باور داشتن به آن نیست، بلکه به کاربرد آن بستگی دارد. کسی که صدای خود را در برابر ستم بلند میکند و به گوش دیگر انسان ها می رساند، پیش از همه خود آزاد شده و از لذت آزادی بهره مند گشته است.
اینست که حتی در جامعه ای که همه در بند ستم هستند، و همه اسیر و وابسته ی قدرتند، یک نفر به تنهایی می تواند مزه ی آزادی را بچشد. درک شیرینی آزادی تنها به باور داشتن به آن نیست، بلکه به کاربرد آن بستگی دارد. کسی که صدای خود را در برابر ستم بلند میکند و به گوش دیگر انسان ها می رساند، پیش از همه خود آزاد شده و از لذت آزادی بهره مند گشته است.