۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

جستارهای دیرینه


هنوز پس از گذشت هزاران سال همه ی فیلسوف ها بر سر جستارهای اساسی فلسفه به تفاهم نرسیده اند. چه بسا تا این پرسشها منحصر به فلسفه است پاسخی قطعی به دست ندهند. ولی در این میان یک چیز روشن شده، و آن اینکه معیار اصلی درستی یک دیدگاه فلسفی پذیرش آن نزد بیشتر مردمان است. مکتبهای فلسفی که به وسیله ی مردم رد شوند کارایی ندارند و این بزرگترین دلیل بر نقص آنهاست.
جالب است که بر خلاف فلسفه، در جستارهای عرفانی از آغاز تا کنون پاسخ ها درون مایه ی یکسانی داشته اند و هماهنگی بسیاری میان عرفا در زمانهای گوناگون و مکانهای گوناگون دیده می شوند! شاید که براستی ابزار شهودی انسان از نیروی خردش تصویری شفاف تر و قابل اعتمادتر به دست میدهد.

۱۳۸۹ آبان ۱۴, جمعه

دیدگاهمان به دیگر جانداران

اگر به جای یک گونه از آدمیان، همان طور که اکنون هست، چندین گونه وجود میداشت، چه جنایتها که نمیکردیم و چه دنیای پر از ستمی برای خود نمی ساختیم. همین که همه از یک گونه ایم و همه یکسان، بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان و بزرگان جامعه ی بشری و آنها که تاریخ به وجودشان افتخار میکند، نیاز جامعه را بردگی شماری برای شماری دیگر میدانند. چیرگی بر هم نوعان را نبوغ میدانند و راههای این چیرگی را فرمول بندی می کنند.
اگر چند گونه از آدمیان وجود داشتند، احتمالا ضعیفترین گونه غذایمان میشد، و گونه های دیگر را به بند میکشیدیم. و اینها هیچ عذاب وجدانی در ما و کودکان ما ایجاد نمیکرد که این را حق طبیعی خود میدانستیم.
شاید هم گونه ای نیرومندتر با وجدانی آسوده این کارها را با ما میکرد!

از کجا آمده ایم؟

آدمی را اگر از طبیعت بزداییم به هیچ جای آن آسیبی نمیرسد که نجات هم میابد.
آدمی تنها جانداری است که خودش و نه جانداران دیگر، تنها خطر برای پایندگی گونه ی خود است.
آیا به راستی این جاندار از فرگشت دیگر جانداران به وجود آمده؟