۱۳۸۸ خرداد ۳۱, یکشنبه

آغاز راه

آفریننده ترین عشق ها می توانند به سکوت و گسستن بیانجامند.
عشق سراسر یک مبارزه است.
عشق خود وجودی زیبا و کامل نیست.
بلکه آگاهی از کمبود در برابر زیبایی و حقیقت است.پس نیرویی سترگ را می آفریند برای دستیابی به بیشترین زیبایی ها.که عشق چشمانی بیناست به فراسوی روزمرگی.
چه دردی است!
چه دردی که روح بی پایان و خواست مطلق و مهربانی بی درخواست و دانش بی پایان و بخشایش کامل را ببینی و اراده ی آهنینی نباشد تا لحظه ای از گنداب یکنواخت مردگی های بی هدف برهی و دوباره نگاه به زیر کشی.
گشودن چشم انسان به کیهان زیبایی های نابی که بیکرانه گسترده اند، ابتدای راه است. پس از آن باید برای کندن از مرداب و پا به خشکی گذاشتن و دویدن و از بندها و وابستگی ها گذشتن و از عادت دل کندن جنگید.و این نه یک جنگ کوتاه است که یا پیروزی به دست آید یا مرگ.
مبارزه ای به درازای تمام عمر است.
جزباور به این زیبایی ها که عشق نشانمان می دهد، نیرویی نمی تواند آنچنان قدرت و پایداری و خشنودی و خرسندیمان دهد.

۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

یک

همراه همیشگی،

چه شرمناک است آنگاه که جز یک همراه، یک یار، یک مونس، یک همدم و هم
زبان، و یک بهانه و زیبایی، و با وجود همه ی آنچه آن یک نفر پیشکشمان
میکند، و با همه ی آن بی نیازی که هدیه مان میدهد، و با همه ی آن سرمستی
که در خوابمان میکند، و با همه ی آن نیرو که توانمان میدهد، و با همه ی
آن نوازشها که بر تنمان می کشد، و با همه ی آن نگاههایی که در تنهایی و
جمع تنها به ما میدوزد، و با همه ی آن لبخندها که به شور و جوشمان میزند،
و با همه ی آن دردی که در غممان میکشد، و با همه ی آن بودن ها، در
فراموشکاری و نا سپاسی خویش، خود را به غصه های بس کوچک دچار سازیم و به
همه آن زیبایی ها و حقیقت ها لبخند خرسندی نزنیم.