۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

پیوند عقل و عشق

عقل آنچه را درک کند، می تواند موشکافی کند.

یکی از آشکارترین نشانه های عشق راستین نه آنست که عقل بپذیردش که آنست که عقل آنرا رد نکند.
عشق پدیده ای فرا عقلی است و عقل درباره آنچه فرای خود است ناتوان از تحلیل است. پس نه می تواند عشق را بپذیرد و نه رد کند.

هر عشقی که با عقل رد شود نه آن عشق راستین است. اما عشقی را که عقل در آن باره سکوت کند را می توان به راستیش امید داشت.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

چگونه راست بودن

راه راستی از تاریکی نمی گذرد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

عرفان

دست کم یکی از بزرگ پایه های عرفان، خودداری است. خودداری نه محروم کردن
خویش از مواهب که بخشیدن متانتی به نفس است تا از خود درنگی پرت نشود.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

حکمت بر زبان

غم نا امیدی و بی هدفی در زندگی و بی حسی به نیک و بد و زشت و زیبا را درمانی هست:

  • فراموشکاری انسان را یادآوری نیاز است. یاد در هر مذهبی ژرف جایگاهی دارد. یاد همانست که انسان را یاری می کند که از رشد تک بعدی و اندیشیدن تنها به آنچه که در پیرامونش و در دسترسش است دور شود و به درون بنگرد تا از خود فاصله نگیرد.
  • دید پر شک عقل به آنچه درکش نمی تواند بکند، همانند احساسهایی چون خوشحالی و لذت، و تلاش عقل برای درک آنچه در اساس دیگر وسیله ای و دیگر توانی برای درکش ویژه کار شده است، همانند درک "باور(ایمان) داشتن"، شوند (باعث) حسی ناخوشایند و سرخوردگی می شود. و در اساس، این شک گرایی که احساسهای ژرف انسان و باورهای او را فریت و نتیجه تلقین می شمرد را می توان کاربرد نادرست و منفی از عقل دانست که آدمی را به هیچ هدفی و پایانی راه نمی برد جز نا امیدی.
  • همواره امید و تسلیم خداوندگار بودن را باید به خاطر سپرد و باور داشت. از ژرفای وجود به آن باور داشت که در خوشی و غم و در آسیب و آزمون و سختی نیاز بی گمان انسان است.